پدرم زبونش رو تو سکسخواهر وبرادر آشپزخونه گذاشته

برای خلاص شدن از شر الکل ، شوهر ، در آشپزخانه در نصف فنجان ودکا بدون تنقلات رشد کرده است. زندگي مدرسه دخترم ، وقتي سکسخواهر وبرادر داشت سعي ميکرد مشروب بخوره. پدر عصبانی با روش دخترش شگفت زده شد. پس از مصرف کردن شلوار پدرش, او به سرعت لب های خود را در دهان او گرفتار. پس از آن است که توسط یک سوراخ در یک طبقه ضخیم تحت پوشش. سپر از اول به میز سرطان رفت. شوت فرستاده شده به صورت و جوانان خود را.