از داخل ماشین ، مرغ به پارک سکس خواهر وبرادر رفت و حصار را مجبور کرد.

دختر هم به بازگشت به خانه ندارد ، قبل از آن ، ما در نزدیکی پارک ماشین بودند ، و رفتن به آن را با مجموعه ای. من فقط می خواهم به تماشای در سکوت. انجام کاری در ماشین شرم آور است. من به حصار سیمان شکسته صعود تا, باز کردن کت من, و بزرگ تا کوتاه از شانه های من و روی زمین نشسته, شروع به باز کردن پاهای من. خلبان آماده است تا کار خود را انجام دهد و شروع به افزایش فشار ، زمزمه به طور مستقیم بین پاهای خود را. بلوند, به اطراف نگاه کن و هیچ کس علاقه مند در او. من کناره گیری کرد, از جیبش یک دستمال و دوباره سکس خواهر وبرادر نشسته بر روی زانو های من, تمیز کردن بدن من.