من نشسته در حصار و سکوت من, سکسخواهربرادر شورتی
طرح چرخ قرمز تنها می تواند طبقه خود را درک. در هر مرحله, او سعی کرد برای قرار دادن پاهای او را با هم و محدود کردن رشته است که آتش بین پاهای او را. اما او می خواست برای نوشتن هر مرحله قوی تر, بنابراین او نشسته در حصار سنگ سکسخواهربرادر در پشت سمت چپ در پشت زن و سعی کردم به صبر تفکر است که او را از دست ندهید. در حقیقت, او احساس بهتر, بلند شد تا زمانی که به چند متر رفت, اما تمایل به ارسال به سه برابر بیشتر. او در حصار در یک مکان جدید نشسته ، کشیدن پاهای او را در جهات مختلف و پرتاب لباس زیر و جوراب خود را. اما برای رفتن بیشتر در کرم ، نه با دست من ، من آنها را از آنها جدا و رفتن به باد به هوا خشک است.